چاپ‌، ترجمه وتفسير شده باشد، بيان سرچشمه و رشد رياضيات چيني براي محقق كار يك‌ عمر است‌.

ز. فيزيك‌، فن‌آوري و موسيقي‌

مناسب‌تر خواهد بود كه اين فصل را به جاي ترتيب جغرافيايي يا مرزهاي سياسي‌، به ترتيب‌ موضوعي تقسيم كنم‌. اين‌كار از آن جهت شايسته است كه از تعدادي موضوعات گفت‌وگو مي‌شود كه رابطه‌ٴ آنها در سده‌ٴ چهاردهم چندان روشن نبود. ترتيب آنها چندان مهم نيست‌، چون‌ بر پايه‌ٴ معلوماتي كه در آن زمان داشتند، مبناي منطقي مطرح نيست‌.
اين فصل به دوازده بخش تقسيم شده است‌، به صورت زير: 1) اپتيك وهواشناسي اپتيكي‌؛ 2) اوزان و مقياس‌ها؛ 3) اصول مغناطيس‌؛ 4) نخستين ساعت‌هاي مكانيكي‌؛ 5) اسلحه و زره‌. يادداشتي درباره‌ٴ برنج‌ريزي‌؛ 6) پيش‌رفت چاپ در خاور؛ 7) اصول تعادل مايعات‌؛ 8) آبراهه‌ها؛ 9) نظريه‌هاي مكانيكي‌؛ 10) بحث‌هاي مربوط به خلاٴ؛ 11) برخي اصلاحات صنعتي و اثر اجتماعي آنها، اتحاديه‌هاي صنفي‌، اختراعات ويژه‌؛ 12) نظريه‌هاي موسيقايي‌: الف‌) در غرب‌ لاتيني‌، ب‌) بيزانس‌، ج‌) اسلام‌.
1. اپتيك و هواشناسي اپتيكي‌.
از كتاب‌هاي هواشناسي در فصل پيش سخن گفتيم‌، زيرا هواشناسي طبعاً با نجوم مربوط است و در آن زمان جزء لاينفك نوشته‌هاي اخترگويي بود. علاوه بر اين‌، مدرسه‌ٴ رياضي مرتن علاقه به مشاهدات هواشناسي از نوعي علمي‌تر را بيدار ساخت (يادداشت مربوط به ويليام مرلي را ببينيد). با اين همه‌،تعدادي بررسي‌هاي مربوط به‌ پديده‌هاي اپتيكي (بيشتر رنگين كمان‌) را مي‌توان از ساير آثار ناهمگون هواشناسي جدا كرد و بايد از آنها در همه‌ٴ تاريخچه‌هاي اپتيك گفت‌وگو شود. هم‌چنين‌، بحث‌هايي درباره‌ٴ ماهيت نور وجود دارد، از جمله در كتاب بسيار مبهم رامون لول (سيزدهم ـ 2) به نام در باب نور و در رساله‌ٴ نورشناسي جيلز رمي (سيزدهم ـ 2).
توجه به مسايل اپتيكي به‌ويژه در سال‌هاي 1250 ـ 1350م‌/648 ـ 751 ه ق در شرق‌ اسلامي و غرب لاتيني هر دو بسيار زياد بود و گواه آن نوشته‌هاي راجر بيكن‌، جان پكهام‌، ويتلو، ژان پاريسي‌، ديتريش فرايبرگي و آثار عربي احمد بن ادريس قرافي‌، قطب‌الدين شيرازي‌، كمال‌الدين فارسي و آثار عبري لاوي بن گرشن است‌. اين همه شكوفايي هم زمان و فراگير را چگونه مي‌توان توضيح داد؟ توضيحش اين است كه همه‌ٴ اين علما در يك زمان از يك چشمه‌ آب مي‌خوردند، كه در دست‌رس همه‌شان بود (يا آماده‌ٴ اين كار مي‌شدند). اين چشمه‌ كتاب‌المناظر1 ابن هيثم (يازدهم ـ 1) بود؛ كتابي كه بايد آن‌را در شمار بزرگ‌ترين آثار كلاسيك‌


1 .اين كتاب به‌زبان لاتيني به‌نام Opticae thesaurus Alhazeni معروف است‌. البته كتاب‌المناظر خود از مأخذهاي متعددي اقتباس شده بوده كه مهم‌ترينشان‌ عبارت بود از كائنات جو ارسطو ( Isis 6, 138)، اقليدس و بطليموس‌، كه مطالعه‌ٴ آنها را اخلاف ابن‌هيثم‌، همراه با آثار خود او مطالعه كردند.
 (Sarton: The tradition of the optics of Ibn al-Haitham (Isis 29, 403-6, 1938; 34, 217